فصل 4 — باب چهارم — مقررات مختلفه مواد 210 تا 218

وصول مالیات — برگ اجرایی، توقیف اموال، اموال غیرقابل توقیف و شکایت

برگ اجرایی مالیات چیست و چه چیزهایی توقیف نمی‌شود؟ مواد ۲۱۰ تا ۲۱۸ قانون مالیات‌های مستقیم: مهلت پرداخت، توقیف اموال، مزایده، تملک ملک و شکایت از اقدامات اجرایی.

این بخش چه می‌گوید؟

فصل نهم باب چهارم دربارهٔ وصول مالیات است: بعد از قطعی‌شدن مالیات، اگر مؤدی نپردازد، برگ اجرایی صادر می‌شود، اموال توقیف و فروخته می‌شود و شکایت از اقدامات اجرایی به هیأت حل اختلاف مالیاتی می‌رود.

مراحل:

  1. ده روز از ابلاغ برگ قطعی برای پرداخت؛
  2. برگ اجرایی: یک ماه از ابلاغ برای پرداخت یا دادن ترتیب پرداخت (ماده ۲۱۰)؛
  3. توقیف اموال منقول یا غیرمنقول و مطالبات به اندازهٔ بدهی به‌علاوهٔ ۱۰٪ (ماده ۲۱۱)؛
  4. ارزیابی توسط ارزیاب اداره مالیاتی (یا ارزیاب رسمی با هزینهٔ مؤدی) و مزایده (مواد ۲۱۳ و ۲۱۴)؛
  5. اگر خریدار پیدا نشد: تملک توسط سازمان مالیاتی (ماده ۲۱۵).

توقیف نمی‌شود: دو سوم حقوق حقوق‌بگیران و سه چهارم حقوق بازنشستگی و وظیفه، لوازم ضروری زندگی، ابزار کسب حداقل معیشت و محل سکونت به قدر متعارف (ماده ۲۱۲).

هر گاه مؤدی مالیات قطعی‌شدهٔ خود را ظرف ده روز از تاریخ ابلاغ برگ قطعی پرداخت ننماید اداره امور مالیاتی به موجب برگ اجرایی به او ابلاغ می‌کند ظرف یک ماه از تاریخ ابلاغ کلیهٔ بدهی خود را بپردازد یا ترتیب پرداخت آن را به اداره امور مالیاتی بدهد.

تبصره ۱- در برگ اجرایی باید نوع و مبلغ مالیات، مدارک تشخیص قطعی، بدهی سال مالیاتی، مبلغ پرداخت‌شدهٔ قبلی و جریمهٔ متعلق درج گردد.

تبصره ۲- آن قسمت از مالیات مورد قبول مؤدی مذکور در اظهارنامه یا ترازنامهٔ تسلیمی به عنوان مالیات قطعی تلقی می‌شود و از طریق عملیات اجرایی قابل وصول است.

به زبان ساده

اگر مؤدی ظرف ده روز از ابلاغ برگ قطعی مالیات را نپردازد، اداره مالیاتی برگ اجرایی ابلاغ می‌کند که او ظرف یک ماه از ابلاغ همهٔ بدهی را بپردازد یا ترتیب پرداخت بدهد.

  • در برگ اجرایی باید نوع و مبلغ مالیات، مدارک تشخیص قطعی، بدهی سال مالیاتی، مبلغ پرداخت‌شدهٔ قبلی و جریمهٔ متعلق نوشته شود؛
  • آن بخش از مالیات که مؤدی خودش در اظهارنامه یا ترازنامه پذیرفته، مالیات قطعی حساب می‌شود و از راه عملیات اجرایی قابل وصول است.

هر گاه مؤدی پس از ابلاغ برگ اجرایی در موعد مقرر مالیات مورد مطالبه را کلاً پرداخت نکند یا ترتیب پرداخت آن را به اداره امور مالیاتی ندهد به اندازهٔ بدهی مؤدی اعم از اصل و جرایم متعلق به اضافهٔ ده درصد (۱۰٪) بدهی از اموال منقول یا غیرمنقول و مطالبات مؤدی توقیف خواهد شد.

صدور دستور توقیف و دستور اجرای آن به عهدهٔ اجرائیات اداره امور مالیاتی می‌باشد.

به زبان ساده

اگر مؤدی پس از ابلاغ برگ اجرایی در مهلت همهٔ مالیات را نپردازد و ترتیب پرداخت هم ندهد، از اموال منقول یا غیرمنقول و مطالباتش به اندازهٔ بدهی (اصل و جرایم) به‌اضافهٔ ۱۰٪ بدهی توقیف می‌شود. دستور توقیف و اجرای آن با اجرائیات اداره امور مالیاتی است.

توقیف اموال زیر ممنوع است:

۱- دو سوم حقوق حقوق‌بگیران و سه چهارم حقوق بازنشستگی و وظیفه؛

۲- لباس و اشیا و لوازمی که برای رفع حوائج ضروری مؤدی و افراد تحت تکفل او لازم است و همچنین آذوقهٔ موجود نفقهٔ اشخاص واجب‌النفقهٔ مؤدی؛

۳- ابزار و آلات کشاورزی و صنعتی و وسایل کسب که برای تأمین حداقل معیشت مؤدی لازم است؛

۴- محل سکونت به قدر متعارف.

تبصره ۱- هر گاه ارزش مالی که برای توقیف در نظر گرفته می‌شود زائد بر میزان بدهی مالیاتی مؤدی بوده و قابل تفکیک نباشد تمام مال توقیف و فروخته خواهد شد و مازاد مسترد می‌شود مگر اینکه مؤدی اموال بلامعارض دیگری معادل میزان فوق معرفی نماید.

تبصره ۲- هر گاه مؤدی یکی از زوجین باشد که در یک خانه زندگی می‌نمایند از اثاث‌البیت آنچه عادتاً مورد استفادهٔ زنان است متعلق به زن و بقیه متعلق به شوهر شناخته می‌شود مگر آن که خلاف ترتیب فوق معلوم شود.

تبصره ۳- توقیف واحدهای تولیدی اعم از کشاورزی و صنعتی در مدت عملیات اجرایی نباید موجب تعطیل واحد تولیدی گردد.

به زبان ساده

این اموال قابل توقیف نیست:

  • دو سوم حقوق حقوق‌بگیران و سه چهارم حقوق بازنشستگی و وظیفه (یعنی فقط یک‌سوم حقوق و یک‌چهارم حقوق بازنشستگی قابل توقیف است)؛
  • لباس، اشیا و لوازم ضروری مؤدی و افراد تحت تکفل او و آذوقهٔ موجود برای نفقهٔ واجب‌النفقه؛
  • ابزار و آلات کشاورزی و صنعتی و وسایل کسب لازم برای حداقل معیشت؛
  • محل سکونت به قدر متعارف.

طبق تبصره‌ها:

  • اگر ارزش مالی که برای توقیف انتخاب شده بیشتر از بدهی و قابل تفکیک نباشد، کل مال توقیف و فروخته می‌شود و مازاد پس داده می‌شود، مگر مؤدی اموال بلامعارض دیگری به اندازهٔ بدهی معرفی کند؛
  • اگر مؤدی زن یا شوهر باشد که در یک خانه زندگی می‌کنند، آنچه از اثاث‌البیت عادتاً مورد استفادهٔ زنان است مال زن و بقیه مال شوهر شناخته می‌شود، مگر خلافش معلوم شود؛
  • توقیف واحد تولیدی (کشاورزی یا صنعتی) نباید باعث تعطیلی آن شود.

ارزیابی اموال مورد توقیف به وسیلهٔ ارزیاب اداره امور مالیاتی به عمل خواهد آمد ولی مؤدی می‌تواند با تودیع حق‌الزحمهٔ ارزیابی طبق مقررات مربوط به دستمزد کارشناسان رسمی دادگستری تقاضا کند که ارزیابی اموال وسیلهٔ ارزیاب رسمی به عمل آید.

به زبان ساده

ارزیابی اموال توقیف‌شده را ارزیاب اداره مالیاتی انجام می‌دهد. مؤدی می‌تواند با پرداخت حق‌الزحمهٔ ارزیابی (طبق دستمزد کارشناسان رسمی دادگستری) درخواست کند ارزیاب رسمی ارزیابی کند.

کلیهٔ اقدامات لازم مربوط به آگهی حراج و مزایده و فروش اموال مورد توقیف اعم از منقول و غیرمنقول به عهدهٔ مسئول اجرائیات اداره امور مالیاتی می‌باشد. در مورد فروش اموال غیرمنقول در صورتی که پس از انجام تشریفات مقرر و تعیین خریدار مالک برای امضای سند حاضر نشود مسئول اجرائیات اداره امور مالیاتی به استناد مدارک مربوط از اداره ثبت محل تقاضای انتقال ملک به نام خریدار خواهد کرد و اداره ثبت اسناد و املاک مکلف به اجرای آن است.

به زبان ساده

آگهی حراج، مزایده و فروش اموال توقیف‌شده (منقول و غیرمنقول) با مسئول اجرائیات اداره مالیاتی است. در فروش ملک، اگر پس از انجام تشریفات و تعیین خریدار، مالک برای امضای سند حاضر نشود، مسئول اجرائیات از اداره ثبت محل درخواست انتقال به نام خریدار می‌کند و اداره ثبت مکلف به اجرای آن است.

در مورد اموال غیرمنقول توقیف‌شده در صورتی که پس از دو نوبت آگهی که نوبت دوم آن بدون حداقل قیمت آگهی می‌شود خریداری برای آن پیدا نشود سازمان امور مالیاتی کشور می‌تواند مطابق ارزیابی کارشناس رسمی دادگستری معادل کل بدهی مؤدی به علاوهٔ هزینهٔ متعلقه از مال مورد توقیف تملک و بهای آن را به حساب بدهی مؤدی منظور نماید.

تبصره ۱- در صورتی که مؤدی قبل از انتقال مال مذکور به نام سازمان امور مالیاتی کشور و یا دیگری حاضر به پرداخت بدهی خود باشد سازمان امور مالیاتی کشور با دریافت بدهی مؤدی به اضافهٔ ده درصد (۱۰٪) بدهی و هزینه‌های متعلقه از ملک مزبور رفع توقیف می‌نماید.

تبصره ۲- در صورتی که مال به تملک سازمان امور مالیاتی کشور درآمده باشد اگر آمادگی جهت فروش داشته باشد و مؤدی درخواست نماید در شرایط مساوی اولویت با مؤدی است.

به زبان ساده

اگر برای ملک توقیف‌شده پس از دو نوبت آگهی (نوبت دوم بدون حداقل قیمت) خریدار پیدا نشود، سازمان مالیاتی می‌تواند طبق ارزیابی کارشناس رسمی دادگستری معادل کل بدهی به‌اضافهٔ هزینه‌ها از آن ملک را تملک کند و بهای آن را به حساب بدهی مؤدی بگذارد.

  • مؤدی می‌تواند پیش از انتقال ملک به سازمان یا دیگری، بدهی را به‌اضافهٔ ۱۰٪ بدهی و هزینه‌ها بپردازد تا توقیف رفع شود؛
  • اگر ملک به تملک سازمان درآمده و آمادهٔ فروش باشد و مؤدی درخواست کند، در شرایط مساوی اولویت با مؤدی است.

مرجع رسیدگی به شکایات ناشی از اقدامات اجرایی راجع به مطالبات دولت از اشخاص اعم از حقیقی یا حقوقی که طبق مقررات اجرایی مالیات‌ها قابل مطالبه و وصول می‌باشد هیأت حل اختلاف مالیاتی خواهد بود. به شکایات مزبور به فوریت و خارج از نوبت رسیدگی و رأی صادر خواهد شد. رأی صادره قطعی لازم‌الاجراء است.

تبصره ۱- در مورد مالیات‌های مستقیم در صورتی که شکایت حاکی از این باشد که وصول مالیات قبل از قطعیت به موقع اجرا گذارده شده است هرگاه هیأت حل اختلاف مالیاتی شکایت را وارد دانست ضمن صدور رأی به بطلان اجرائیه حسب مورد قرار رسیدگی و اقدام لازم صادر یا نسبت به درآمد مشمول مالیات مؤدی رسیدگی و رأی صادر خواهد کرد. رأی صادره از هیأت حل اختلاف قطعی است.

تبصره ۲- در مورد مالیات‌های غیرمستقیم هرگاه شکایت اجرایی از این جهت باشد که مطالبهٔ مالیات قانونی نیست مرجع رسیدگی به این شکایت نیز هیأت حل اختلاف مالیاتی خواهد بود و رأی هیأت مزبور در این باره قطعی و لازم‌الاجراء است. مفاد این تبصره شامل جرایم قاچاق اموال موضوع عایدات دولت و بهای مال قاچاق از بین رفته و نیز آن دسته از مالیات‌های غیرمستقیم که طبق مقررات مخصوص به خود در مراجع خاص باید حل و فصل شود نخواهد بود.

به زبان ساده

شکایت از اقدامات اجرایی (مثل توقیف و فروش) دربارهٔ مطالبات دولت که طبق مقررات اجرایی مالیات‌ها قابل وصول است، به هیأت حل اختلاف مالیاتی می‌رود. هیأت فوری و خارج از نوبت رسیدگی می‌کند و رأیش قطعی و لازم‌الاجراء است.

  • در مالیات‌های مستقیم، اگر شکایت این باشد که وصول قبل از قطعیت مالیات شروع شده و هیأت شکایت را وارد بداند، رأی به بطلان اجرائیه می‌دهد و قرار رسیدگی یا اقدام لازم صادر می‌کند (یا خودش به درآمد مشمول مالیات رسیدگی می‌کند). رأی قطعی است؛
  • در مالیات‌های غیرمستقیم، اگر شکایت این باشد که مطالبهٔ مالیات قانونی نیست، مرجع باز هم هیأت است و رأی قطعی و لازم‌الاجراء است؛ این حکم جرایم قاچاق، بهای مال قاچاقِ از بین رفته و مالیات‌های غیرمستقیمی که طبق مقررات خودشان در مراجع خاص حل‌وفصل می‌شوند را در بر نمی‌گیرد.

به وزارت امور اقتصادی و دارایی اجازه داده می‌شود که یک درصد (۱٪) از وجوهی که بابت مالیات و جرایم موضوع این قانون وصول می‌گردد به استثنای مالیات بر درآمد شرکت‌های (دولتی) در حساب مخصوص در خزانه منظور نموده و در مورد آموزش و تربیت کارمندان در امور مالیاتی و حسابرسی و تشویق کارکنان و کسانی که در امر وصول مالیات فعالیت مؤثری مبذول داشته و یا می‌دارند خرج نماید. وجوه پرداختی به استناد این ماده به عنوان پاداش وصولی از شمول مالیات و کلیهٔ مقررات مغایر مستثنی است.

وزارت امور اقتصادی و دارایی موظف است که در هر شش ماه گزارشی از میزان وصول مالیات و توزیع مالیات وصولی بین طبقات و سطوح مختلف درآمد را به کمیسیون اقتصادی مجلس شورای اسلامی تقدیم نماید.

به زبان ساده

وزارت اقتصاد می‌تواند ۱٪ وجوه وصول‌شده بابت مالیات و جرایم (به‌جز مالیات درآمد شرکت‌های دولتی) را در حساب مخصوص خزانه نگه دارد و صرف آموزش کارمندان در امور مالیاتی و حسابرسی و تشویق کارکنان و کسانی که در وصول مالیات فعالیت مؤثر داشته‌اند کند. این پاداش وصولی از مالیات معاف است.

وزارت اقتصاد باید هر شش ماه گزارشی از میزان وصول مالیات و توزیع مالیات وصولی بین طبقات و سطوح مختلف درآمد به کمیسیون اقتصادی مجلس بدهد.

آیین‌نامهٔ مربوط به قسمت وصول مالیات توسط وزارتخانه‌های امور اقتصادی و دارایی و دادگستری تصویب و توسط وزارت امور اقتصادی و دارایی به موقع اجرا گذارده خواهد شد.

به زبان ساده

آیین‌نامهٔ بخش وصول مالیات را وزارت اقتصاد و وزارت دادگستری تصویب می‌کنند و وزارت اقتصاد به اجرا می‌گذارد.

پرسش‌های پرتکرار این بخش