این بخش چه میگوید؟
این بخش کوتاه، ارقام پایان کار را در حالتهایی تعیین میکند که خاتمهٔ رابطه تقصیر کارگر نبوده است: بازنشستگی، ازکارافتادگی، فرسودگی ناشی از کار، و تعطیلی کارگاه بر اثر حوادث.
سه عدد را از این بخش به خاطر بسپارید:
- ۳۰ روز مزد به ازای هر سال، در بازنشستگی و ازکارافتادگی کلی (ماده ۳۱)؛
- دو ماه حقوق به ازای هر سال، وقتی خودِ کار توان شما را گرفته است (ماده ۳۲)؛
- و حق بازگشت به کار پس از بازسازی کارگاهِ آسیبدیده (ماده ۳۰).
نکتهٔ مشترک همهٔ این مبالغ: جایگزین مستمری تأمین اجتماعی نیستند، بلکه اضافه بر آناند.
در صورتی که بنا به تشخیص هیأت حل اختلاف کارفرما، موجب تعلیق قرارداد از ناحیه کارگر شناخته شود کارگر استحقاق دریافت خسارت ناشی از تعلیق را خواهد داشت و کارفرما مکلف است کارگر تعلیقی از کار را به کار سابق وی بازگرداند.
به زبان ساده
اگر هیأت حل اختلاف تشخیص دهد که تعلیق قرارداد تقصیر کارفرما بوده است، دو نتیجه دارد:
۱. کارگر خسارت دوران تعلیق را میگیرد؛ ۲. کارفرما مکلف است او را به کار سابقش بازگرداند — نه به شغلی دیگر.
نکته
تشخیص اینکه تعلیق تقصیر کارفرما بوده، با هیأت حل اختلاف است. مسیر عملی این ماده از طریق شکایت در مراجع حل اختلاف (فصل نهم) میگذرد.
چنانچه کارگاه بر اثر قوه قهریه (زلزله، سیل و امثال اینها) و یا حوادث غیرقابل پیشبینی (جنگ و نظایر آن) تعطیل گردد و کارگران آن بیکار شوند پس از فعالیت مجدد کارگاه، کارفرما مکلف است کارگران بیکار شده را در همان واحد بازسازی شده و مشاغلی که در آن به وجود میآید به کار اصلی بگمارد.
تبصره — دولت مکلف است با توجه به اصل بیست و نهم قانون اساسی و با استفاده از درآمدهای عمومی و درآمدهای حاصل از مشارکت مردم و نیز از طریق ایجاد صندوق بیمه بیکاری نسبت به تأمین معاش کارگران بیکار شده کارگاههای موضوع ماده ۴ این قانون و با توجه به بند ۲ اصل چهل و سوم قانون اساسی امکانات لازم را برای اشتغال مجدد آنان فراهم نماید.
به زبان ساده
وقتی زلزله، سیل یا جنگ کارگاه را تعطیل میکند، رابطهٔ کاری شما پاک نمیشود: به محض راهافتادن دوبارهٔ کارگاه، کارفرما موظف است شما را به کار اصلی برگرداند.
این حق شامل مشاغلی هم میشود که در واحد بازسازیشده تازه به وجود میآیند.
تبصره تکلیف را متوجه دولت میکند: تأمین معاش کارگران بیکارشده از محل درآمدهای عمومی و صندوق بیمهٔ بیکاری، و فراهم کردن امکان اشتغال مجدد.
چنانچه خاتمه قرارداد کار به لحاظ از کار افتادگی کلی و یا بازنشستگی کارگر باشد، کارفرما باید براساس آخرین مزد کارگر به نسبت هر سال سابقه خدمت حقوقی به میزان ۳۰ روز مزد به وی پرداخت نماید. این وجه علاوه بر مستمری از کار افتادگی و یا بازنشستگی کارگر است که توسط سازمان تأمین اجتماعی پرداخت میشود.
به زبان ساده
در بازنشستگی یا ازکارافتادگی کلی، کارفرما باید به ازای هر سال سابقه، ۳۰ روز مزد بر مبنای آخرین مزد بپردازد.
جملهٔ آخر ماده را دستکم نگیرید: این مبلغ علاوه بر مستمری تأمین اجتماعی است. دو پرداخت جداگانه از دو منبع جداگانه — کارفرما و سازمان تأمین اجتماعی.
هشدار
«چون بازنشسته شدی و از تأمین اجتماعی مستمری میگیری، از ما چیزی طلب نداری» برداشت نادرستی است؛ متن ماده صریحاً این دو را از هم جدا میکند.
اگر خاتمه قرارداد کار در نتیجه کاهش تواناییهای جسمی و فکری ناشی از کار کارگر باشد (بنا به تشخیص کمیسیون پزشکی سازمان بهداشت و درمان منطقه با معرفی شورای اسلامی کار و یا نمایندگان قانونی کارگر) کارفرما مکلف است به نسبت هر سال سابقه خدمت، معادل دو ماه آخرین حقوق به وی پرداخت نماید.
به زبان ساده
اینجا رقم دو برابر میشود: به ازای هر سال سابقه، دو ماه آخرین حقوق.
شرط کلیدی در دو کلمه است: «ناشی از کار». یعنی خودِ کار توان جسمی یا فکری شما را کاهش داده باشد. بیماری یا ضعفی که ربطی به کار ندارد، مشمول این ماده نیست.
مسیر اثبات هم مشخص است: کمیسیون پزشکی سازمان بهداشت و درمان منطقه، با معرفی شورای اسلامی کار یا نمایندگان قانونی کارگر.
نکتهٔ کاربردی
تفاوت ماده ۳۱ و ۳۲ در همین «ناشی از کار» بودن است: ازکارافتادگی عمومی ← ۳۰ روز مزد در سال؛ کاهش توان ناشی از کار ← دو ماه حقوق در سال. مستندسازی پزشکی، همان چیزی است که این دو را از هم جدا میکند.
ماده 33 — ضوابط تشخیص ازکارافتادگی
اصلاحی ۱۳۹۰/۰۴/۰۸تشخیص موارد از کارافتادگی کلی و جزیی و یا بیماریهای ناشی از کار یا ناشی از غیر کار و فوت کارگر و میزان قصور کارفرما در انجام وظایف محوله قانونی که منجر به خاتمه قرارداد کار میشود براساس ضوابطی خواهد بود که به پیشنهاد وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی به تصویب هیأت وزیران خواهد رسید.
به زبان ساده
این ماده خودش معیاری تعیین نمیکند؛ میگوید ضوابط تشخیص — ازکارافتادگی کلی و جزئی، بیماری ناشی از کار یا غیر آن، فوت کارگر، و میزان قصور کارفرما — در آییننامهای مصوب هیأت وزیران میآید.
به بیان دیگر: برای پاسخ دقیق به «آیا این بیماری ناشی از کار است؟» باید به آن مقررات و نظر کمیسیون پزشکی رجوع کرد، نه به خودِ قانون کار.
نکته
متن این ضوابط بخشی از قانون کار نیست و در منبع این صفحه وجود ندارد. برای مورد مشخص خودتان به ادارهٔ کار محل یا کمیسیون پزشکی مربوط مراجعه کنید.